مهمونی چهارشنبه
سلام عزیز دلم. میدونم مامانی پرحرفمو خیلی سر تو و بقیه دوستای نینی وبلاگیمونو درد میارم!ولی خب چه کنم؟اولا که این وبلاگو تازه واست درست کردم و کلی شور و ذوق دارم که هممه چیو برات بنویسم،شاید بعدنا کم حوصله تر شدم.البته امیدوارم نشم و هرچند سال هم که طول بکشه تا این وب رو بهت تحویل بدم مثه همین اول باحوصله و با ذوق برات بنویسم تک تک حوادث و خاطرات زندگیمو یا بهتر بگم زندگیمونو...دوما الان توی یه برهه خاص هستیم.هم من هم پدرت.مراسم خواستگاری و چیدن مقدمات عقد و ... خیلی خوبه و به آدم یه حال و هوای خاصی میده.ایشالا که همه آدما همیشه دلشون خوش باشه و لبخند رو لباشون باشه مامانی. تو پست قبلی برات گفتم که قرار شد توی همین هفته ما...



