عشق نسترن و حسینعشق نسترن و حسین، تا این لحظه: 19 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

یک عاشقانه ی آرام...

بدلی جات مامانی

1391/4/9 1:47
نویسنده : مامانی
697 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خشجل مننننننن

من نمیدونم چه بیماریه که هروقت آدم درس داره یاد همه چی میفته!

دلش میخواد کارایی رو بکنه که هیچوقت دوست نداشت،جاهایی بره که هیچوقت توی اوقات فراغتش نمیرفت،

برنامه هاییو ببینه که عمرا در شرایط عادی نگاه هم بهشون نمینداخت!

و عجیبه که همه اینها با لذت زاید الوصفی همراه میشه..

خلاصه کارت به جایی که میکشه که دوس داری بشینی مسابقه فوتبال تراکتور سازی

با نفت آبادانو ببینی ولی نری سر درس!!!

حالا حالو روز منم اینجوریه!

دوروز دیگه 200 صفحه امتحان دارمو تازه 50 صفحشو خوندم!

اونم چجوری؟هیچیشو یادم نیست!

ولی امشب بدجوری هوس کردم بیامو عکس یه سری از بدلی جاتمو برات بذارم...

البته یه کمم عذاب وجدان دارم که وقت گرانبهامو به جای خوندن درس صرف این کار کردما..

ولی خب عیبی نداره فردا جبرانش میکنم!

 

این انگشترو اوایل اویل دوستی با بابا خریدم.از اصفهان.به جای حلقه دست میکردم.نقرست.

بعد بابایی رفت لنگه همینو برای خودش خرید.دو سه سالی همیشه توی دستمون بود...

 

 

این انگشترو خاله نرگس جون بهم داد.مال خودش بود ولی داد به من گفت یادگاری از من به تو باشه...

اینم نقره هست.

 

 

 

این انگشترو از بابلسر خریدم.گاهی به جای حلقه میپوشیدم.

جنسش رادیومه خانمه میگفت عالیه اما خیلی زود رنگش رفت.به دستم حساسیت هم میده!ولی خشگله دوسش دارم!

 

 

این انگشترمم چند ماه پیش با بابایی از انقلاب خریدم.خیلی ظریفه به خاطر همین خوشم میاد ازش!

 

 

این ست رو هم از همون انقلاب گرفتیم.من مال خودمو اینقدر پوشیدم رنگش رفت ولی مال بابا چون نپوشیدش ببین چه براق و نو مونده!

 

 

این گوشواره رو تقریبا نزدیکای نامزدیم خریدم.حیف که به گوشم حساسیت میده!

 

 

اینم پابندمه که خاله نرگس جون برام سوغاتی آوردش.یادم نیست از کدوم شهر!

 

 

 

اینو به عنوان دستبند استفاده میکنم.البته در اصل دستبند نیست، 2دور میپیچمش دور دستم.

 

 

این زنجیرو آویز رو از یزد گرفتم.استیله

 

 

اینم دوتا گوشواره که خیلی دوسشون دارم ولی زیاد تو گوشم بمونن حساسیت میدن...

 

 

 

خب دیگه تموم شد.شبت قشنگ نفسم

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (25)

مامی مهدیار
9 تیر 91 2:23
انشاالله امتحانات رو به خوبی و با موفقیت پشت سر بزاری گلم قشنگ بودن همشون
هدیه خدا- فریماه
9 تیر 91 10:45
عالی بودن. مبااااااااارک!!!!!!!!!!!! راست میگی. دقیقا زمان درس خوندن دوست داری به سخنرانی هم گوش بدی. پس اپیدمیه.
مامان يگانه
9 تیر 91 11:17
نسترن جون به يگانه راي دادي؟ اگه زحمتي نيست و دوست داشتي يه تكه پا بيا راي بهش بده ممنون درساتم بخون.عكساتم قشنگ بود
مامان کوروش
9 تیر 91 12:30
سلام نسترن جون خیلی خوشگلن منم عاشق این جی جی ویجی ها هستم خیلی نازن
جوجوهای ناز ما
9 تیر 91 12:31
اولا کاملا باهات موافقم.عجیب همه چیز دل آدم رو می بره جز درس.حالا من کتاب جلوم باز باشه خوابم میاد میبندم میرم توی رختخواب انگار نه انگار!تا صبح بیدارم. همه وسایلت خوشمل بود.ایده جالبیه منم به زودی بدلی جاتمو می ذارم
در انتظار مهدی یار
9 تیر 91 14:42
همش مبارکت باشه...
الهام مامان رامیلا
9 تیر 91 15:16
به به چه خوشملن منم بدیلیجات رو دوست دارم ولی زیاد پول بالاشون نمیدم دوست دارم طلا بگیرم
نایسل
9 تیر 91 15:41
اخی چه خوشگللن
خاله ي اميرعلي
9 تیر 91 16:01
سلام واااااااي چقدر قشنگ بودن منم عاشق بدليجاتم مخصوصا انگشتر حلقه همشون قشنگ بودن اون گوشواره ي آخري بافتنيه جنسش؟
تارا
9 تیر 91 17:17
وای نسترن جون منم انقدر از این چیزا دارم! یه صندوق پر!!!!!!!!!!!!!!!! حالا عکسشو واست میذارم ببینی
مامان ریحان عسلی
9 تیر 91 17:30
سلام وای منم عاشق بدلیجات بودم وقتی مجرد بودم اما الان دیگه کمتر استفاده می کنم همه شون قشنگ بودن
تارا
9 تیر 91 17:46
منم در حال درس خوندنم و شبا با سجاد تا دیر وقت میشینیم پای فوتبال جام اروپا صبح هم که تا 10 11 من خوابم امروز سجاد به امتحانش نرسید!من بیدارش کردم دیگه رفته کلی التماس به استاد کرده امتحان داده!اینه حال و روز ما!!!!
مامی مهدیار
9 تیر 91 18:35
سلام عزیزم لینکمون نکردی با مرام دوست داشتی به اسم دردونه بلینکمون موفق باشی
سولماز
10 تیر 91 0:26
ببخشید مگه شما نگفتید که سال 90 باهم ازدواج کردید پس چرا بچتون 5سالشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه گلم بد متوجه شدی
ما سال 90 عقد کردیم نه عروسی.نوشته توی نوار بالارو هم اکه با دقت بخونی نوشته عشق ما 5سالو خرده ای سن داره.یعنی ما 5ساله که باهمیم؛4سالو خرده ایشو دوست بودیم نزدیک یکسالم هست که عقدیم.متوجه شدی؟
مامان يگانه
10 تیر 91 9:22
امتحانتو دادي؟ صبحه يا بعد از ظهر؟ رسيدي 200صفحه رو بخوني؟
مامان پریسا
10 تیر 91 9:45
سلام نسترن جون. چه بدلجات خوشکلی جمع کردی.
آفرین. یه زمانی برای نی نی یه یادگاری خوشکل میشن.
من هم کلی از اینا داشتم ولی دادم بچه های دیگه

راستی نسترن جون برای رای خوشکلت ممنون ولی متاسفانه چون ادرس نذاشته بودی قبولش نکردن.
اگر دوباره لطف کنی......شرمنده.

http://sheklak_mohammad.niniweblog.com/post931.php

دوباره فرستادم.آدرس وبلاگتونم گذاشتم.

مامان یکتا
10 تیر 91 9:54
سلام عزیزم مبارک تو دوست گرامی باشند اما دعوایت می کنم چرا درست را نمی خونی
سمیرا
10 تیر 91 17:10
عزیزه دلم چه بدلیجات خوشگلی داری . چقدرم تمیز و خوب نگهشون میداری من همرو گم میکنم
سمیرا
10 تیر 91 17:12
راستی چرا مارو نلینکیدی بین دوستات
مامان يگانه
11 تیر 91 0:20
نسترن عزيز ميتوني بري و 2تا راي ديگه بدي هر نفر به 3كودك ميتونه راي بده ان شاا.. امتحانتم خوب بشي يگانه جون برات دعا كرد جلوجلو ممنون از رايت(آخه داربم ميريم شمال)
مامان آراد(خاطره)
11 تیر 91 14:09
وای چه بدلیجات خوشگلی... ولی شوشوی من اصلا از بدلیجات خوشش نمیاد... ...در ضمن چون حساسیت هم میدم سعی میکنم که چیزی نگیرم... راستی چرا مارو نلینکیدی؟
مامان علی خوشتیپ
11 تیر 91 16:03
همشون خوشگلن.منم یه عالمه بدلیجات دارم.رنگه همه لباسام
نانی
12 تیر 91 11:30
خیلی قشنگن. قشنگتر از اون خاطراتی هست که هر کدوم دارن. منم عاشق بدلیجاتم . باور کن برای طلا خریدن دلم نمیاد پول بدم اما برای بدلیجات دیوونه میشم. همیشه همسرم میگه خیلی خوبه که زنم کم خرجه خدا رو شکر که طلا دوست نداره
مامان سهند
12 تیر 91 12:17
متاسفانه باز هم عکسهای قشنگت باز نشد
مامان عسل و آریا
12 تیر 91 13:03
مبارکه گلممممممممممممممم