عشق نسترن و حسینعشق نسترن و حسین، تا این لحظه: 19 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

یک عاشقانه ی آرام...

امتحانای مامان + شب نوشت

1391/4/13 0:29
نویسنده : مامانی
540 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی

چند دقیقه پیش از جلسه امتحان برگشتم خونه

اگه بدونی مامانی چه بدبختی کشیدم سر این درس جزای بین الملل!بیچاره شدم

توی فرجه ها نخونده بودم و مجبور شدم 200 صفحه رو دو روزه بخونم!

 

مگه تموم میشد لعنتی؟دیشب به بابایی گفتم بره تو هال بخوابه چون من تا صب بیدار بودم

یعنی هی یکی دو ساعت میخوندم یه ربع بیست دقیقه میخوابیدم باز پامیشدم میخوندمReading a Book

دوباه میخوابیدم تا خود صبح اسیری کشیدم!

خب دیگه خود کرده را تدبیر نیست!

هی چایی میخوردم نسکافه میخوردم خوابم بپره

هرچی به ذهنم میرسید نوشتم دیگه نمیدونم نتیجه چی بشه

پریشب خاله نرگس و عمو هادی اومده بودن از مشهد.عمو هادی مصاحبه کاری داشت.خدا کنه قبولش کنن چون در اون صورت میان تهران برای زندگی...

دیشبم برگشتن مشهد.خیلی ناراحتم چون اصلا نتونستم خاله جونمو خوب ببینم

از شدت درس اصلا نتونستم یه دقیقه پیششون بشینمو همش تو اتاق بودم.

باید قیافمو میدیدی عصبی بودماااا

تازه بابایی کمکم کرد تحقیقمو برام تایپ کرد وگرنه من فرصت نمیکردمو 5 نمرم میپرید!Computer

دیگه امتحان بعدیم 17 امه.اونم زیاده و از قضا اونم تو فرجه ها نخوندم...

فک کنم ای ترم همه رو ناپلئونی پاس بشم!

**********************

بابا احتمالا امروز میره کرج.قراره دوستش(همکلاسی مشترک جفتمون تو دوره لیسانس که الان مالزی زندگی میکنه) بیاد پیشش...

پدر جون دیروز دوباره شیمی درمانی شد.از این به بعد تا دو سال باید هر دوماهو نیم یک بار شیمی درمانی بشه...الهی که خوب خوب بشه..

راستی دیروز عمتم کنکورشو داد.خودش که میگفت سخت بوده اما من مطمئنم قبول میشه آخه خیلی خیلی خونده بود..ایشالا که موفق باشه..

دایی نیکروزتم چند روزه با دوستاش رفته شمال..خوش بحالش

دیگه خبر خاصی نیست

تا 17 ام باید بشینم یه سره بخونم!Reading a Book

اگه خبری شد میام برات مینویسم

لاو یو بیبی

*****************

شب نوشت:

امشب دوست بابا نتوانست برنامه اش را جور کند و بابا نرفت کرجقلب

حوصله مان خیلی سر رفته بود با پدرجان و مادرجان و شوشو جان روانه پارک نزدیک خانه شدیم و من کللی مامان اکتیوی بودمنیشخند

باور نمیکنی؟؟

اینم سندش:

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

مامی مهدیار
11 تیر 91 11:41
سلام انشاالله که موفق میشی دعا میکنم بابای گلت هم هرچه زودتر خوبه خوب بشه میبوسمت
مامی مهدیار
11 تیر 91 11:48
ممنون بابت تعریفت عزیزم مهربونی از خودته منم مثل خواهره خودم دوستون دارم
مامان یاشار
11 تیر 91 13:33
موفق باشی خانومی
مامان آراد
11 تیر 91 13:56
جانمممممممم...این گل دخمل تقریبا هم ماه پسر منه...ایشالا که همیشه سالم باشن... تبریک میگیم که امروز وبلاگتون یکی از وبلاگهای پر بازدید شده... پیش ما هم بیاین خوشحال مییم با هم دوست باشیم... دوست داشتین لینکمون کنین...
مامان آراد(خاطره)
11 تیر 91 13:59
سلام خانمم...مثل اینکه من نطر قبلیرو برات اشتباهی فرستادم.... عزیزممممممممممم.... تبررررررررررررررررررررررییییییکککککککککککککک... امروز وبلاگت دکی از وبلاگهای پر بازدیدههههههههههههه... بوسسسسسسسسسسس
تارا
11 تیر 91 14:17
سلام دوست جونی منم اینجا دارم مثل .... میخونم!یعنی تو طول ترم هم خوندم اما امتحانای پیام نور از این ترم خیلی سخت تر شده! تازه یکی اش رو هم فکر کنم می افتم!!!!!!!!
مامان اوا ناز نازی
11 تیر 91 16:55
سلام نسترن جون.نگران نباش انشاا... با نمرات خوب درساتو پاس میکنی.شب امتحان درس خوندن از خاصیتای دانشجوییه دیگه.راستشو بخوای نسترن جون منم خیلی هوس کردم امسال برای ارشد بخونم وامتحان بدم ولی نمیدونم با این جوجه وروجک میتونم یا نه؟چون اگه بخوام بخونم باید خیلی تلاش کنم تا فردوسی مشهد قبول بشم چون با بچه نمیتونم شهر دیگه ای برم. نمیدونم چکارکنم.هم احتیاج به راهنمایی وهم دلگرمی دارم.اگه بجای من بودی چکار میکردی
نایسل
11 تیر 91 22:03
ای جان گلم ام من توپ تقلب میکنم
ت ک ز ش ح
11 تیر 91 22:42
سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی دارید لذت بردم به وبلاگ منم بیاین و اگه مایل بودید تبادل لینک کنیم. موفق باشیدو
الهام مامان رامیلا
12 تیر 91 0:58
: X
محمد عابدی
12 تیر 91 2:11
سلام نسترن خانوم.مطالبت بسیاز صادقانه و خودمونی بود.من وبلاگای اینطوری را که دل نوشته هاشونو مینویسن خیلی دوست دارم.اگه دوست داری تبادل لینک کنی بهم بگو.بهم سربزن.
مامان اوانازنازی
12 تیر 91 11:35
سلام خانومی.ممنون از نظری که برام گذاشتی.رشته من کشاورزیه.خیلی هم رشته مو دوست دارم.بنا به گفته شما باید حسابی تلاش کنم ولی چیزی که هست مشوق ندارم.اولش خوب شروع به درس خوندن میکنم ولی یکم میگذره بایدبا تشویق جلو برم
مامان گیسو جون
12 تیر 91 20:32
امیدوارم همه رو با نمره های عالی پاس کنی الهی به حق این روزهای خوب حال پدر محترمت هم خوب بشه خوش باشی عشقم
مامان نازنین زهرا
12 تیر 91 23:56
انشالله موفق باشی
خاله ي اميرعلي
16 تیر 91 22:41
سلام عزيزم واي منكه امتحاناتمو دادم راحت شدم حالم ديگه از هرچي امتحانه بهم ميخوره!!!! ايشالاه كه حال پدر جون هم خوبه خوب بشه و دوباره سلامتيه كاملشونو بدست بيارن منكه نتونستم عكس آخري رو ببينم