عشق نسترن و حسینعشق نسترن و حسین، تا این لحظه: 19 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

یک عاشقانه ی آرام...

نوروز 92 هم اینجوری گذشت

سلام عشششقم خوبی مامان فدات شم؟ آخ که چقدر دلم برات تنگ شده بود دل تو دلم نبود زودتر بیام برات بنویسم از این ایام نوروز و سفرامون و همه چیزای خوب دیگه... اول از همه عید شما و همه دوستا ی گلمون مبارک..امیدوارم سالی سرشار از خوشی و سلامتی باشه واسه تک تکتون.. صبر کن ببینم از کجا شرع کنم؟.... آها.قبلا بهت گفته بودم که تصمیم داشتیم برای عید امسال و تحویل سال بریم یزد خونه پدربزرگتینا. سی ام حرکت کردیم به سمت یزد.با ماشین خودمون رفتیم.اما چون مسیر زیاد بود تصمیم گرفتیم شبو اصفهان بمونیم.خلاصه نه ده شب رسیدیم اصفهان و یه گشتی تو شهرش زدیم و شام هم جات خالی بریونی و حلیم بادمجون خوردیم خییییلیییی چسبید  خصوصا که من تاحالا...
17 فروردين 1392

دزدی جاسیگاری!!

سلام عخشم مامانی قربونت میره یه عالمهههه عزیز دل مادر برات بگم که برنامون برای عید عوض شد.یعنی دیروز فکر کردم دیدیم ما که زیاد شمال رفتیم این عیدو بریم یزد خونه پدربزرگتینا باشیم.یه چندروزی هم پیششون بمونیم و بعد ازونجا بریم شمال و به مادرجونینا ملحق شیم. به بابایی گفتم اونم زنگ زد به پدربزرگت و بهشون اطلاع داد که میریم اونجا. حالا اجتمالا 29 ام میریم که لحظه سال تحویلم اونجا باشیم.البته اگه بتونیم بلیط قطار گیر بیاریم چون با ماشین واقعا خسته میشیم اما اگر گیرمون نیاد هم چاره ای نیست و با ماشین میریم.. کار هم این روزای دم عید حسسابی راکده.نه کسی ثبت نام میکنه نه هیچی! حالا توکل به خدا باید ببینیم بعد عید چی میشه دیشب...
22 اسفند 1391