خلاص شدم
سلام مامانی بالاخره تموم شد...امتحانامو میگم. در کل بد نبود حالا باید منتظر اعلام نمرات بمونم... امروز اصلا رو فرم نبودم خیلی به هم ریخته ام،و بدتر اینکه اصلا نمیدونم چرا! صبح زود که پاشدم درس بخونم چشمام میسوخت و بدنم درد میکرد. رفتم دانشگاهو برگشتم بدتر شدم.فکر کردم از خستگی و شب بیداریای ایام امتحاناته ولی هرچقدر خوابیدم بهتر نشدم.عجیب کلافه ام... چندروزه یه کمی غذامو کم کردم.برنج کمتر میخورم. ناهار کوکو سبزی درست کردم. بعد از ظهرم با پدرجون رفتم خرید خونه.یه کم میوه و هندونه و لبنیات و ... خریدیم. خیلی وقت بود نرفته بودم خرید چون تو خونه همیشه مادرجون زحمتشو میکشه. چقدر مملکت گرونیه هیچ چیز خاصی هم که ن...
نویسنده :
مامانی
21:42


